تبلیغات
دانلود رمان | دانلود اهنگ غمگین - رمان در تمنای توام از رویا رستمی فرمت pdf,java,epub,apk

رمان در تمنای توام از رویا رستمی

نام رمان :رمان در تمنای توام

به قلم :رویا رستمی

حجم رمان : ۵.۶۲مگابایت پی دی اف , ۱.۰۷مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۱۴ مگابایت نسخه ی جاوا , ۲۶۱کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

داستان دربارهدختری به نام آلماهستشکه به پسر داییش علاقه داره ، اما پسره حتی حاضر نیست یه نگاه بهش بندازه.داییش پسرش رو مجبور می کنه با آلما نامزد بشه ، اونا نامزد میشن اما به خاطر دلایلی نامزدی بهم میخوره و این سر آغاز داستانه ……

EXrozblog.comEX


لینک دانلود رمان اطلاح شد

برای دانلود کلیک کنید

صفحه ی اول رمان:

زیر چشمی نگاهش کرد،با آرامش مشغول خوردن صبحانه اش بود.کمی این پا و آن پا کرد و گفت:

– نکیسا؟

نکیسا سرش را بلند کرد و با بی تفاوتی گفت:چیه؟

حتی یکبار هم دل خوش نکرد این پسر دل کوچک این دختر هوایی عشق را! آلما اخمهایش را درهم کشید و گفت:

-نشد یه بار صدات کنم نگی چیه؟

نکبسا بی حوصله گفت:کمتر حرف بزن بگو چی می خوای؟

آلما با آنکه به رفتار نکیسا عادت داشت اما هر دفعه که رفتار سرد و بی تفاوت و تا حدی خشن او را با خود می دید باز هم ناراحت می شد.آلما با ناراحتی از سر میز بلند شد و گفت:هیچی دیگه!

نکیسا به چهره درهم رفته آلما نگاه کرد اما بدون آنکه به روی خود بیاورد خود را مشغول صبحانه اش کرد.آلما از آشپزخانه بیرون رفت،کیفش را از روی مبل درون سالن برداشت که زن دایی اش از پله ها سرازیر شد. با لبخند به سویش برگشت و گفت:

– سلام زن دایی،صبحتون بخیر.

شکوفه خود را به او رساند با مهربانی لبخندی به رویش پاشاند و گفت:

-سلام دختر گلم کجا داری میری؟

– میرم دانشگاه،کلاس دارم.

– تو که ماشینت خرابه،صبر کن اگه نکیسا نرفته بگم برسونت.

نکیسا! اسم زیبایی است اما خودش ،رفتارش، اخلاقش و…آنقدر نازیباست که دل این زیبای مغموم را بشکند!

آلما فوری گفت:نه زن دایی بیتا میاد دنبالم،باهاش میرم.

شکوفه با شک به آلما نگریست و گفت:مطمئنی؟

آلما لبخند اطمینان بخشی زد و گفت:خیالتون راحت،دیگه برم که دیر شد.

شکوفه صورتش را بوسید و آلما به سرعت از خانه خارج شد و با تاکسی به دانشگاه رفت.شکوفه به آشپزخانه رفت نکیسا با دیدن مادرش صبح بخیر گفت.شکوفه جوابش را داد و با چشم غره گفت:

– نتونستی این دختر رو برسونی که با تاکسی نره؟

شکوفه خوب فهمیده بود که آلما برای آنکه از نکیسا کمک نگیرد به دروغ گفته بود بیتا به دنبالش می آید.نکیسا بی تفاوت گفت:

– از کجا می دونستم؟ در ضمن به من چیزی نگفت.

-باید می گفت؟ یعنی تو نمی دونستی ماشینش خراب شده؟


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
  • شهر عشق
  • دانلود رمان عاشقانه
  • مهسان چت
  • مهسان چت
  • دانلودرمان
  • دانلود اهنگ احساسی
  • دانلود اهنگ غمگین
  • عسل چت
  • دانلود سریال عاشقانه
  • دانلود سریال شهرزاد 2
  • سایت عاشقانه
  • چت روم
  • چت
  • چت روم
  • درجه چت روم
  • چت روم
  • چت روم
  • خرید بک لینک
    چت روم
    چت شهر عشق مهسان چت
    دانلود اهنگ احساسی